کاشت بذرهای خیانت در زندگی های مشترک به دست شبکه های ماهواره ای و اینترنتی فرجام آشیانه‌هایی که رنگ و بوی تعفن می‌گیرد...
روزنامه شهرارا-7/09/1392 صفحه 7-مهدی عسکری
 

از پیامک‌هاینهونی اش خسته شده بودم، مطمئن بودم با یکی ارتباط داره. اول دوستانه گفتم اما قبول نکرد و ناراحت شد. حرفمو پس گرفتم و عذرخواهی کردم. بعد از مدتی باز هم مشکوک‌بازی‌هاش شروع شد، درخواست‌های زناشوی شو ماه به ماه مطرح نمی‌کرد، جای خوابشو ازم جدا کرده بود، دائم از خونه خارج می‌شد و وقتی برمی‌گشت، می‌گفت: «یه کار اداری پیش اومده بود که باید می‌رفتم»، این اواخر موهای جو گندمی شو هم رنگ کرده بود و بعضی عصرها که خیر سرش مثلا، برای کار اداری بیرون می‌رفت، صاف و صوف و اتوکشیده بود و بوی عطر و ادکلنش تمام خونه رو بر‌می‌داشت؛ عطرهایی که من در اوج عشق برایش خریده بودم و حالا از استشمامشون حالم به هم می‌خورد. شبا تا دیر وقت توی فیس‌بوک و چت و هزار تا کوفت و زهرماری دیگه بود. کمتر به من ابراز علاقه می‌کرد. تمام تلاشمو کردم که به چشمش بیام؛ اما نمی‌شد. به قولش اعتماد کرده بودم که پای کسی در میون نیست، اما وقتی به بهانه رفتن به شهرستان و دیدار اقوام، ازش خواستم برام بلیت بگیره و استقبال کرد، سوار هواپیما نشدم تا یک هفته از مشهد دور نباشم! به خونه که رسیدم کلید رو توی قفل چرخوندم و وارد شدم؛ اما دنیا روی سرم خراب شد...
قصه زندگی‌هایی که به رابطه مثلثی و عشق‌های مربعی کشیده می‌شود، قصه تلخی است؛ قصه‌ای با فرجامی تلخ‌تر از تمام تلخی‌های زندگی زناشویی که این تلخی‌ها بالاخره دوا و درمانی دارد؛ اما شریک تراشیدن در عشق، برای بسیاری اصلا راه درمانی ندارد...
سکانس اول؛ سرگذشت یک رسوایی ناخواسته...


برای من که جز همسرم هیچ مرد دیگه‌ای توی زندگیم راه نداشت، خیلی سخت بود که یه روز اتفاقی متوجه بشم، داوود داره با یه زن غریبه تلفنی دل می‌ده و قلوه می‌گیره. باور کنید تا سه روز از این کارش سر درد داشتم؛ اما به روش نیاوردم. خیلی هم طول نکشید که متوجه شدم ارتباط داوود با اون زن تا آخرین مرز سیاهی پیش رفته. شش ماه بعد از اون روز برای اولین بار با یه مرد نامحرم تلفنی صحبت کردم. قصدم خیانت نبود که اصلا عرضه این کار رو تو خودم نمی‌دیدم. تازه بعد از اولین گفتگوی تلفنی متفاوت با یکی از کارمندان ادارمون با وجود اینکه تمام ابراز احساس‌های غلو شده از جانب طرف مقابل بود، احساس گناه عجیبی داشتم؛ اما به خودم مسلط شدم تا ادامه بدم. آتیش انتقام بدجوری توی وجودم ریشه دوانده بود. در عرض یک ماه خیلی به همکارم وابسته شدم و بالاخره اتفاقی که نباید می‌افتاد، افتاد و بارها و بارها هم تکرار شد. منی که با حجاب کامل توی اداره حاضر می‌شدم، ساق دست می‌بستم، وقتی با یه مرد نامحرم صحبت می‌کردم سرم پایین بود، حالا یه هرزه تمام عیار شده بودم؛ چند ماه پیش توی یک مراسم مذهبی بود که دلم بدجوری شکست و توبه کردم؛ اما حالا همکارم دست از سرم بر نمی‌داره و دائم تهدیدم می‌کنه. واقعا نمی‌خواستم کار به اینجا بکشه...
سکانس دوم؛ بهای وفاداری

 


پشت در یکی از شعبه‌های مجتمع قضایی شهید قدوسی نشسته و مثل ابر بهاری اشک می‌ریزد. آن‌قدر دردمندانه گریه می‌کند که بی‌اختیار توجه همه را جلب کرده. با اینکه 36 سال بیشتر ندارد؛ اما به گفته خودش در این چهار ماهی که از ماجرا باخبر شده به اندازه 50 سال تکیده شده است. اشک‌ها را از گوشه چشمانش پاک می‌کند، بغضش را می خورد، خیسی پشت لب‌ها را می‌گیرد و می‌گوید: اصلا فکرشو نمی‌کردم کار به اینجا بکشه. عاشق زنم بودم و برای این عشق از هر چیزی که می‌خواست مایه گذاشتم، از هر چیز، از خانواده و کار و همه چیز. شده بودم مجنون فامیل. خونمو به اسمش کردم، نصفی از مغازمو، حتی ماشین 40 میلیونی زیر پاش گذاشتم و خودم با ماشین 12‌میلیونی این طرف و اون طرف می‌رفتم.
سرش را برای ادامه صحبت‌هایش بالا می‌آورد. نمی‌دانم می‌خواهد دردمندی‌اش را بیشتر به رُخم بکشد یا اینکه رخ به رخ بهتر می‌تواند حدیث رنجش را بازگو کند. ادامه می‌دهد: 4 ماه بود متوجه شده بودم با یکی رابطه داره. اوایل فکر می‌کردم چیزی نیست و شاید من بی‌خودی مشکوک شدم، اما رفته رفته شک و تردیدم بیشتر شد. برای رفتن به مهمونیا، بیشتر منزل دوستمو پیشنهاد می‌داد و گمان می‌کردم به واسطه صمیمیت با همسر دوستمه که این‌جور پیشنهاد می‌ده اما توی همون مهمونیا ایما و اشاره‌هاش با دوستم کمی اذیتم می‌کرد؛ ولی به روی خودم نمی‌آوردم. چند بار سعی کردم به بهانه‌های مختلف راه درست زندگی رو بهش گوشزد کنم اما هر بار خیلی قوی و محکم از علاقه و وفاداریش به من می‌گفت تا اینکه چند روز پیش پلیس اونو به همراه دوستم و در وضعیتی توصیف نشدنی دستگیر کرد.
بعضش دوباره لب وا کرده، تلاش می‌کند جلوی خودش را بگیرد؛ اما دیگر شکستنی‌تر از این حرف‌ها شده و بلند می‌زند زیر گریه...
سکانس سوم؛ فراتر از مثلث و مربع!
سپهر که به دنیا اومد گمان کردم سر به راه شده، اون نه با یک زن و دختر که با ده‌ها زن و دختر رابطه داره. از همسر همکارش گرفته تا منشی شرکتش و خلاصه خیلی‌های دیگه. ای کاش هیچ وقت اوضاع مالی‌مون خوب نمی‌شد تا سامان این‌طور زندگی‌مون رو بی‌سامان نمی‌کرد، اما حیف که جنبه پول باد آورده رو نداشت. سامان نه ارتباط مثلثی، نه مربعی که ارتباطی از تمام اشکال هندسی برای خودش فراهم کرده؛ اما خوب راه‌های در رو را برای خودش باز گذاشته و فقط به دروغ به من ابراز علاقه می‌کنه. فیلم‌ها و سریالای ماهواره شده معیار و الگوش برای رفتار. بی‌حجاب بودن زن دوستشو نشونه شعورش می‌دونه و حجاب منو دلیل اُمّل بودنم. واقعا دیگه تاب و تحمل ندارم... باید تمومش کنم.
عشق‌های مثلثی؛ مد روز اجتماع است
نمونه‌های واقعی فوق، تنها چند نمونه اندک از رفتارهای خارج از عرف و شرع زناشویی است که موارد مشابه آن را بارها و بارها دیده یا شنیده‌ایم. اما ریشه این مدل زندگی کردن و شریک تراشیدن برای عشق و علاقه به کجا بر می‌گردد و چرا باید برای برخی‌ها این‌گونه زندگی کردن به‌عنوان مد روز درآمده باشد؟
شاید پاسخ به بخش‌هایی از این پرسش‌ها در کلام مدیرکل پیش‌گیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور نهفته باشد؛ جایی که وی می‌گوید: عشق مثلثی در حال تبدیل شدن به مد اجتماعی ناصحیحی در جامعه است و این مد تحت تاثیر شبکه‌های ماهواره‌ای، رسانه‌های اینترنتی، فیلم‌ها و موارد مشابه آن در جامعه رواج یافته است.
دکتر فرید براتی‌سده به گزارشگر ما می‌گوید: در این رسانه‌ها نوع خاصی از روابط بین افراد که «عشق مثلثی» نامیده می‌شود، تبلیغ و مشاهده می‌شود، به‌طوری که فرد دارای همسر با افراد دیگری نیز در ارتباط است.
وی می‌افزاید: فرجام و انتهای این روابط جز تباهی و فروپاشی چیزی نیست؛ اما لج و لج‌بازی و انتقام، عناصر مهمی هستند که در این رابطه نقش بازی می‌کنند.
وی ادامه می‌دهد: این عنصر معمولا در خانواده‌هایی رخ می‌دهد که یک طرف قضیه متوجه خیانت یا ارتباط فرازناشویی طرف مقابل با نفر سومی شده باشد و اینجاست که ارتباط مثلثی در بازه‌ای از زمان و ناخواسته به ارتباطی مربعی تبدیل می‌شود و هر دو طرف مرزهای وفاداری به یکدیگر و خانواده را در می‌نوردند.
براتی معتقد است: در یکی دیگر از آسیب‌های برجسته ارتباط‌های مثلثی، اگر چه ضلع متضرر در ماجرا، مقابله به‌مثل نمی‌کند؛ اما راه‌های دیگری برای جلب توجه یا ضربه زدن به کیان زندگی انتخاب می‌کند که اعتیاد یکی از مخرب‌ترین و خانمان سوزترین این راه‌هاست.
پرونده‌هایی که عبرت نمی‌شود

 


در نمونه‌های زیادی از واکاوی این‌گونه ارتباط ‌ها، انتهای ماجرا بسیار تلخ‌تر از یک جدایی و طلاق ساده است؛ جایی که پرونده سکینه محمدی در سال 85 به یکی از بحث برانگیزترین پرونده‌های چند سال اخیر دستگاه قضایی کشور تبدیل شد؛ پرونده‌ای که ماجرای سکینه محمدی با مردی غریبه، در انتها به قتل همسر سکینه منجر می‌شود.
اما به گفته یک کارشناس ارتباطات، یکی از دلایل گرایش برخی زوجین به روابط خارج از شرع و عرف، پیروی از برخی سریال‌های شبکه‌های ماهواره‌ای است.
سهیل سماوات به گزارشگر ما می‌گوید: در برخی از این سریال‌ها خیانت و روابط خارج از شرع و عرف به نحو آشکاری تبلیغ می‌شود.
وی یکی از دلایل سست شدن بنیان خانواده را جذابیت ظاهری این‌گونه سریال‌ها دانسته و می‌گوید: در این‌گونه فیلم و سریال‌ها که تنها کارکرد آن‌ها سست کردن بنیان‌های خانواده است، ‌پایبند نبودن به اخلاق، عادی‌سازی روابط با دیگر مردان و زنان، به غیر از همسر خود رواج داده می‌شود.
این مدرس دانشگاه می‌افزاید: تعداد بسیار زیادی از این سریال‌ها قرار است از شبکه‌های ماهواره‌ای دوبله و پخش شود.
وی می‌گوید: تم و ماجرای اصلی بسیاری از این سریال‌ها مربوط به رابطه یک زن با مردی غیر از همسر خود یا مردی متأهل با دختری جوان یا در پاره‌ای موارد روابط ضربدری است.
وی می‌افزاید: آثار و سریال‌های آمریکایی و اخیرا ترکی، نمونه مشخصی هستند که برخی از آن‌ها به چند صد قسمت نیز می‌رسد.
نرخ واقعی متوسط طلاق بنابر اعلام منابع رسمی در تهران 44‌درصد و در سایر کلان‌شهرها 33‌درصد است و در هیچ شهری حتی شهری سنتی و خاص همانند یزد، زیر 20‌درصد نیست و اگر چه در هیچ‌کدام از آمارهای رسمی، درصد تعداد جدایی‌هایی که به‌دلیل خیانت همسر شکل گرفته است عنوان نمی‌شود؛ اما مراجعه به راهرو دادگاه‌ها و هم صحبتی با برخی قربانیان این‌گونه ارتباط‌ها ابعاد بیشتر مشکلاتی از این دست را آشکارمی‌کند.
بذرهای خیانت چگونه شکل می‌گیرد؟
به گفته یک روان‌شناس، رنگ باختن ارزش‌های دینی و اخلاقی، نبود علاقه زن یا شوهر به یکدیگر، ارتباطات نامشروع پیش از ازدواج و بعد از آن، از جمله مواردی است که موجب جوانه‌زدن بذرهای خیانت می‌شود؛ البته نباید از تنوع‌طلبی مردان در این زمینه نیز غافل شد، ضمن اینکه توجه ویژه زن به فرزند اول نیز می‌تواند موجب تمایل مرد به زنی دیگر شود.
محمدرضا کریم‌داد ادامه می‌دهد: باورهای اجتماعی و ساختار اجتماعی در جامعه ما به گونه‌ای است که زنان بیشتر از مردان به عفت و پاکدامنی خود وفادارمی‌مانند.
این روان‌شناس اجتماعی می‌افزاید: برای کشف آمار خیانت هیچ راه‌حل و عنصر واقعی صد درصدی و بااطمینانی وجود ندارد. مشکل به دست آوردن آمار دقیق درباره خیانت این است که بیشتر افراد، حقیقت را نمی‌گویند زیرا اصل خیانت، موضوع بسیار حساسی است و معمولا اثبات نشدنی است.
وی وفاداری، ایستادگی در مقابل وسوسه‌ها و پایداری در مقابل گناه و لغزش‌ها دربرابر خانواده و همسر را یکی از عوامل دوری از گناه و وسوسه‌های خیانت به همسر عنوان کرده و می‌گوید: اگر چه فریبندگی‌های اجتماعی و گرگ‌هایی که هر روز با هدف دریدن کیان خانواده پا پیش می‌گذارند، زیاد شده است اما طعم عفاف و خانواده دوستی واقعی و عاری از تظاهر آن‌قدر شیرین است که در صورت وفاداری کامل به این کیان، سبک‌بالی خاصی در زندگی زناشویی حاکم می‌شود.
حتی آمارها هم، از اعلام خیانت فراری‌اند!
یک وکیل دادگستری نیز معتقد است: در بسیاری از پرونده‌ها طرفی که شاکی است، به واسطه وجود روحیات مذهبی در جامعه حتی قادر به بیان خیانت طرف مقابلش نیست و سعی می‌کند بهانه شکایت و حضور در دادگاه را مواردی فرعی دیگری عنوان کند.
حمیدرضا آفرین می‌گوید: اینکه مردی اعلام کند همسرش به او خیانت کرده، تبعات اجتماعی بسیار زیادی برای وی و همسرش به دنبال دارد و در گزینه‌های زیادی دلیل شکایت مواردی دیگری عنوان می‌شود و حتی در آمارهای رسمی نیز به شکایاتی که به دلیل خیانت یکی از طرفین شکل گرفته، اشاره‌ای نمی‌شود.
وی ادامه می‌دهد: معمولا دلایلی که موجب آخرین حد خیانت می‌شود در مردها بیشتر است و درباره زن‌ها بیشتر شکایت‌ها به دلیل ارتباط ایمیلی، چت، پیامک و موارد مشابه آن است؛ اما در مواردی که مردها به آخرین حد خیانت برسند که مصداق‌های بیشتری از این موارد در دستگاه قضایی ثبت شده است، حتی اگر در انتهای شکایت، کار به جدایی نرسد، موجب تداوم سردی در روابط زناشویی خواهد شد و در ادامه نیز کار زوجین سرانجام به جدایی خواهد کشید.
وی از هم گسیختگی اجتماعی و مذهبی در خانواده‌ها، روابط اجتماعی کنترل نشده، شبکه‌های ماهواره‌ای و ترویج نوع خاصی از فرهنگ از سوی آن‌ها را از دلایل بروز ترویج روابط خاص مثلثی و مربعی در اجتماع دانسته و می‌گوید: در پاره‌ای مواردی بی‌توجهی زوج‌ها به اینکه باید تنوع‌هایی ضروری را در رفتار و کارهایشان برای پسندیدن طرف مقابل اعمال کنند نیز موجب گرایش مرد یا زن به مواردی غیر‌شرعی و عرفی می‌شود.
آفرین ادامه می‌دهد: معمولا بی‌توجهی به این موارد نیز موجب می‌شود زن و شوهر به دنبال جذابیت‌های کاذب و پر گناه روابط مثلثی و سپس مربعی بروند، البته در این‌گونه موارد فرد خطاکار توجیهات خاص خود را دارد که در بیشتر موارد اعلام می‌شود در زندگی شخصی به آن چیزی که می‌خواسته نرسیده، اما نباید غافل بود در بسیاری از زندگی‌ها نیز همه بسترها و ابزار رفع نیازها فراهم است؛ اما طرف خطاکار تنها به دنبال تنوع‌طلبی بیشتر  است.
این وکیل پایه یک دادگستری می‌گوید: پرونده‌های موجود نشان می‌دهد در مردها نیازهای جسمانی بیشتر اولویت دارد و در روابط خارج از عرف، گاه ممکن است به چندین نفر نیز سرایت کند؛ اما تمایلات جسمی در خانم‌ها بسیار کمتر است و معمولا در این‌گونه روابط احساس نیاز به همدردی و هم صحبتی برای این افراد بیشتر از برآورده شدن نیاز ساده جنسی مطرح است.
خیانت ابعاد و مصداق‌های برجسته و بارز فراوانی دارد. نیت این گزارش سیاه‌نمایی در افکار عمومی جامعه نبودبلکه تنویر مصداق‌هایی بود که موجب دوری زوجین از یکدیگر می‌شود. بی‌شک موارد متعددی از اتهام بی‌وفایی و خیانت نیز وجود دارد که مرد یا زن به دلیل توهمات و بافته‌های ذهنی خاص روی آن انگشت اتهام می‌گذارند. ایمان واقعی، اعتقاد به وفاداری طرف مقابل و تلاش برای بازگرداندن اوضاع زندگی به حالت مطلوب، جلوه‌ای از هنرمندی هر کدام از طرفین در یک زندگی است.