×حمیدرضا آفرین

 

اخیرا بانویی به دفتر وکالتم مراجعه کرده بود و اظهار داشت:" من هنوز ازدواج نکردم...پس از مدتی بیکاری به همراه یکی از دوستانم که او متاهل بود به شرکتی خصوصی که در زمینه استاندارد فعالیت دارد مراجعه کرده تا از قبل دریافت حقوق کمی از مشکلاتم را برطرف نماییم...هر دو استخدام شدیم..طولی نکشیده که مدیرعامل از من خواست پس از ساعت کاری در محل بمانم تا توضیحاتی را در مورد نحوه کار به من بدهد..از وی خواستم که دوستم هم که با من آمده بماند اما مدیرعامل اظهار داشت نه صحبت ما با آدمهای مجرد یک جور است و با آدمهای متاهل یک جور!!! آن روز ماندم و توضیحات و کنایه ها را گوش کردم..فردا صبح مدیرعامل از من خواست از سالن عمومی پرسنل جدا شوم و در اتاق خود مدیرعامل مشغول شوم.گفتم  تشخیص مدیرعامل است مخالفتی نکردم و نمیتوانستم هم بکنم.خب چه بگویم؟ بگم خودم محل کارم رو تشخیص میدم؟!

بگذریم دو هفته که گذشت از حرفها و کنایه ها ونگاههای مسموم و متلک های آزار دهنده  مدیرعامل به تنگ آمدم و صبح روز بعد وسایلم را به سالن کار سایر پرسنل آوردم. ساعتی بعد آقای مدیر از راه رسید .و وقتی دید من در سالن مشغول به کار شدم و تلاشهای مذبوحانه اش در برقراری ارتباط با من به جایی نرسیده شروع به فحاشی و توهین به من کرد که چرا محل کارم را عوض کردم؟

از وی خواستم حقوق این مدت را تسویه کند اما حرفهایی زد که از گفتنش شرم دارم بعد هم دستم را گرفت و پرت کرد از درب شرکت بیرون که باعث کبودی در چند نقطه شد...."

این داستان و داستانهایی از این دست هر روزه در این شهر و کشور و در همین نزدیکی تکرار میشود..خیلی از ماجراها بسیار فراتراز این پیش میرود و ترس از بیکاری باعث تسلیم اشخاص به خواسته های مدیر در محیط کارمیشود.از این فراتر کم نشنیده ایم که حتی هنرمندان یا ورزشکاران برای بازی در یک فیلم یا یک تیم با چنین پیشنهادات و حاشیه هایی مواجه میشوند.

با همه ی این اوصاف این اوباشگری و قلدری در محل محیط کار که عفت وسلامت روانی و جسمی اشخاص  و ارزشهای اخلاقی و اجتماعی جامعه را نشانه میگیرد،مورد توجه ویژه در قانونگذاری قرار نگرفته است.به این معنی که ما قانون خاصی برای چنین سوء استفاده هایی نداریم و باید از عناوین عمومی اهانت،مزاحمت و احتمالا تجاوز و... بهره ببریم.آزارها و مزاحمت های  اینچنینی چه از بعد معنوی و چه مادی دارای عنوان مشخصی نیست .اثبات وقوع چنین اتفاقاتی نیز با مشکلات عدیده مواجه است.در محیط های کار خصوصی یا شاهدی وجود ندارد و یا از پرسنلی است که خود هراس بیکاری دارد و بیشتر طرف کارفرما است تا بزه دیده ی بیچاره.دور از واقعیت نیست اینکه مطمین باشیم قربانیان این آسیب اجتماعی روزانه هزاران نفر هستند که یا از باب شرم خانوادگی و اجتماعی چیزی نمیگویند و یا از نگرانی بیکاری.

اینکه تبعات این رفتارها در محیط کار در سطح کلان بر پیشرفت عمومی کشور یا در سطح اجتماعی بر خانواده ها یا در ایجاد افسردگیها و بی علاقگیهای شخصی به زندگی و ...چه است خود بحث مفصلی است اما فقط یک نکته و آن اینکه در این گیر و دار از هم پاشیدن خانواده ها و بالارفتن روزمره آمار طلاق و جدایی  آنان که پی علل و عوامل هستند میتوانند به این معضل هم به عنوان یکی از دلایل نگاه ویژه ای داشته باشند.

شاید وقت ان رسیده باشد که ضمن ایجاد ساختار حقوقی خاصی برای مقابله با این معضل،مهمتر و پیش تر از آن به فکرفرهنگ سازی در این زمینه و نیز آموزشهای لازم به افراد برای مقابله مثبت با این رفتارهای آزار دهنده باشیم.