روزنامه ها و رسانه ها این روزها کم اخبار تاسف بار  منتشر نمیکنند.تجاوز گروهی در خمینی شهر و کاشمر حادثه پل مدیریت تهران،حمله به ناهیان منکر  و این آخری قتل قهرمان  و قویترین مرد جهان و... بخشی از حوادث ریز و درشت این روزهاست.زیر پوست این شهر و کشور چه میگذرد؟! مگر ما مردمان همان مملکتی نیستیم که به کوروش و حقوقبشرش می نازیم؟ مگر ما عدالت انوشیروان و حکومت داریوش و پندار و گفتار و کردار نیک را فقط در موزه ها و خرابه هایمان داریم؟از اسلام چه خبر؟از تعالیم و اندرزهای پیشوایان دینی هم چیزی به یاد داریم؟

  ا صلاً  از آن گذشته دور و عقبه طولانی و تمدن چندهزار ساله بگذریم. مگر ما مردمان همان مملکتی نیستیم که همین چند سال پیش بوق گفتگوی تمدنهایش ، جهان را کر کرده بود؟!

نه!ما هنوز رسم گفتگوی خودمانی را هم بلد نیستیم. ما هنوز نمیدانیم کجائیم و به کجا میرویم. اصلاً برایمان اهمیتی نداردکه ایران و ایرانی و اسلام و مسلمانی چه انعکاسی در درون و برون این جامعه دارد؟ چگونه ممکن است چند جوان به خود اجازه تجاوز دسته جمعی به یک یا چند زن را بدهند؟ مگر عالم حیوانات است که اینچنین بی قاعده بر هم بتازیم؟ و نتوانیم حیوانی ترین بخش خود را اندکی کنترل نمائیم. و چگونه است که وقتی یک شخصی وجدانش  آزرده میشود و تذکری میدهد چنانش میکنند که دیگر نتواند این ناهنجاریها را ببیند و دیگران نیز حساب کار دستشان بیاید؟ ما را چه میشود که چون فقط آیینه ماشین قویترین مرد جهان به ماشین دیگری گیر کرده ، باید قلبش دریده شود؟  والله که در جنگل نیز کمتر از این اتفاقات می افتد.

نمیخواهم تقصیر را گردن این و ان بیندازم.  خانه از پای بست ویران شده است. اخلاق فردی و اجتماعی  ما دچار یک  انحراف و اضمحلال جدی شده است. حوادث فوق تنها نمایش بخشی از اتفاقات و انحرافات اجتماعی ماست. همه میدانیم که در داخل تک تک افراد این جامعه چه میگذرد؟هرکداممان به نوعی از خود دور شده ایم. عملکرد دستگاه حکومتی و تغافل جزئی یا کلی از این مهم بحث دیگری را می طلبد.

 هموطن! هم آیین! همشهری!باز آ! به خویش ! به انسانیت! زمانه با تو بد است، تو با زمانه بساز! اصلاً خودت زمانه را بساز. باور کن زود دیر میشود...