الان باید بگم معلوم نیست یه روزه خوب میاد یا نه!!!!!!

در کاشمر :پانزده

در خمینی شهر: دوازده

و در گلستان! چهار مرد امانش را بریدند

 آن یکی را در لواسان در تشیع جنازه پدرش کشتند

 دیگری بر روی پل مدیریت پنجاه ضربه چاقو ِمردی قلبش را پاره کرد

و

 اکنون هر لحظه از تجاوز نگاهت آبستن میشود

 و از تازیانه ی کلامت زخمی . . .

او هنوز تشنه است و تو هنوز تجاوز می کنی

 او اندکی آزادی می خواهد،

تو کی سیر می شوی؟

ای مرد...ای نامرد...