در تار و پود تو نسرشتند دلبری

آی ای وکیل پایه یک دادگستری

 

تو از کلوخ ماه تراشیدی و دریغ

تا ماه شد پرید در آغوش دیگری

 

شش دانگ قعر چاه چو یوسف بنام توست

حتی اگر نداشته باشی برادری

 

از معجزه نبود که تو زنده مانده ای

دست خلیل قصه نبوده است خنجری

 

تنها به جرم اینکه کمی شاعری و بس

بر دار می کشند ترا در کلانتری

 

از مرد بودنت که بجایی نمی رسی

حالا بپوش با کت و شلوار روسری

 

حالا قبول کن که زمان با تو خوب نیست

آری وکیل پایه یک دادگستری