خانووم محترم!!

 

همانطور که سوژه های خنده هرچند تکراری، اما باز شنیدنی است
 

گاهی اوقات سوژه های دردناک هم به چندین بار خواندن و مرور می ارزد

این راگفتم چون هربار این ایمیل را خواندم به خاطر مرد بودن و ایرانی بودنم خجالت کشیده ام


یشاپیش از کلمه بکار رفته عذرخواهی می کنم
نوشته یک خانوم 
 
عصر دلگیر جمعه است و دیوارهای خونه قلبم را فشار می دهد. می زنم تو خیابون واز سرازیری توی بلوار پیاده میرم سمت پله های پارک که  بوق می زند، به روی خودم نمیارم و به سرعت قدمهام اضافه می کنم. کمی جلوتر ترمز می زند. حالیمه چی کار داره می کنه. به روی خودم نمیارم و از کنارش بی تفاوت رد می شوم. سرعتش را هم قدم من می کند و شیشه ی سمت کمک را میدهد پایین و می گوید : خانوم محترم کجا تشریف می برید؟ جواب نمی دهم. نیشش را تا بناگوش باز می کند و باز می گوید: خانوم عزیز ، بنده همه جوره در خدمت شما هستم. با صدای سگی که اماده پاچه گرفتن است میگم که مزاحم نشه ، اما خوب حالیش نیست.لابد فکر می کند دارم "ناز" می کنم. نیش ترمزی می زند و همانطور در حال رانندگی کیف پولش را از جیب شلوارش می کشد بیرون.: خانوم محترم ، بیا بابا ،هر چی تو بگی،قربونت برم، ضد حال نزن دیگه .لای کیف پولش را باز کرده و اسکناس وچک پول تعارف می کند و همزمان چشمک می زند که سخت نگیرم.
یک آن هوس می کنم که بپرم و در ماشینش را باز کنم و بکشمش پایین و با قوت هر چه تمام ترپس کله اش را بگیرم و صورتش را توی  شیشه ی ماشینش خورد کنم اما چون با خشونت مخالفم منصرف می شوم.( دلیل اصلی اش اینه که زورم بهش نمی رسد) .دستهایم را می گذارم روی شیشه و تا سینه خم می شوم توی ماشین. .گل از گلش شکفته ، دور و برم را نگاه می کنم و فاصله ام را تا پارک می سنجم. توی خیابون هیچ کس نیست. لبخند پهنی می زنم و می پرسم: حالا چی چی داری؟ کیفش را بالا می آورد و نگاه هرزه اش از روی لبهایم تا سینه ها پایین می آید، کیف پول را توی هوا می قاپم و با تمام قدرتم پرت می کنم آن طرف بلوار و مثل فشنگ به سمت پارک می دوم.  پشت سرم صدای  کشیده شدن ترمز دستی و باز شدن در ماشین می آید و مردک  از ته جگرش فریاد می زند:
اووووووووووووووووووووووووووووووی، جنده !
و من همینطور که می دوم  با خودم فکر می کنم که چفدر جالب است که در ایران تا وقتی فکر می کنند جنده ای ، خانوم محترم صدایت می کنند و وقتی مشخص می شود این کاره نیستی تبدیل به یک جنده می شوی
 
 پی نوشتها:
1- می دانم بازگویی دردهای اجتماعی هم مثل خودشان دردآور است.شایداستفاده از کلمات نامناسب چندان خوشایند نباشد اما حذف آنها باعث میشود حق مطلب ادا نشود.لذا با عذرخواهی مجدد مطلب تقدیم میگردد.
2- عکس تزیینی است
3- مجازات این اشخاص در قانون مجازات اسلامی تعیین شده است:ماده 619 - هرکس در اماکن عمومی یا معابر متعرض یامزاحم اطفال یا زنان بشود یا با الفاظ و حرکات مخالف شوون و حیثیت به آنان توهین نماید به حبس از دو تا شش ماه وتا ( 74 ) ضربه شلاق محکوم خواهد شد .
 
/ 6 نظر / 9 بازدید
سرشار

سلام مطلبتون درد اجتماعات انسانی هست ، همه جا ، یک جایی کمتر و یک جایی بیشتر ،‌مختص این کشور و مردمش و مختص این زمان خاص نیست ... خیلی مفصل میشه بحث کرد درباره ش ... اینکه چرا در و دیوار تنگ شد به این خانم ،‌چرا تنها بیرون زد ،‌ چرا از مسیر رو رفت ، چرا به اون آقا پاسخ داد .... و خیلی چراهای دیگه هست که برای رفع این مشکلات باید پاسخ داده بشن .... مثل این سوال که چرا قانون نوشته شده اجرا نمیشه .... به نظرم ، من به عنوان یک انسان باید از خودم شروع کنم ... مثلاً ،‌ از حذف زشتی های یک نوشته ... برای نمایش یک زشتی لزومی به زشت نوشتن نیست .... ما همه داریم می بینیم و می شنویم و میخونیم ... عمل می باید کرد ،‌ باید آدمی باشیم جدای از این صحبت ها ... دور کنیم این حرف ها و کارها رو از خودمون،‌از اطرافمون،‌از زندگیمون ... اونقدر که تمام این زشتی ها غریبه بشن برامون ... اونقدر که دیگه نشناسیم همچین مفاهیمی رو ... هر کس به سهم خودش باید عمل کنه ! .... اسلام یک دین فردی و اجتماعی ست ...باید هر دو جنبه ش رعایت بشه که این صحنه ها دیده نشه ... هیچ وقت با یک پا نمیشه راه رفت ... موفق باشید جناب :)

javad

مطلب خوبی بود ولی نکاتی را هم باید به نگارنده این سطور متذکر شویم: وقتی یک خانم خودش را طوری آرایش می کند که (بدون هیچ تعارفی) دل هر نوع انسانی را می لرزاند(انشاءالله نمی خواهیدبگویید که حتما آن انسان مریض است) چطور باید انتظار داشت که امنیت به سراغ خانمهای کم حجاب بیاید چه برسد بی حجاب. درصد تجاوز به خانم های محجبه به مراتب خیلی خیلی کمتر از خانمهای با پوشش کمتره. اسلام مخالف شیک پوشی و تمیزی نیست ولی این با آرایش غلیظ و پوششی که تمام برجستگی های بدن زن را نشان میدهد فرق میکند. لطفا کمی واقع بین باشیم و کمتر توپ تقصیر را به زمین آقایان بیندازیم. اینحقیر15 سال است که ازدواج کرده ام وصاحب چندفرزندهستم،سرم به کارم مشغول است وبدون تعریف مذهبی و خداشناس و خداترس هستم، ولی با صحنه هایی مواجه میشوم که واقعا دلم تکان میخورد. آن وقت شما میگویید من مریض هستم. عارف ، حکیم و زاهدی دراحوالاتش معروف است که فرموده، اگردرنگاه به نامحرم دربار اول دلت لرزید، اشکالی ندارد ولی اگر نگاهت را ثابت کردی آن موقع گناه دارد ولی اگر در همان بار اول هیچ حسی نداشتی بدان که مریض هستی!!! با تشکر

آرما(دخترخانومه)

ممنونم مازیار بابت این مطلب. دردهای جامعه همیشه قلبمو میفشاره. فریاد ما کی شنیده میشه

sahar

از اینجور چیزا خیییلی زیاده.....اگه قرار میشد هر مزاحمیو شکایت کرد که الان 80 درصد پسرا تو زندان بودن و شلاق میخوردن!!!

عبدالعظیم پویا

سرکار خانم سرشار میفرمایند:{مطلبتون درد اجتماعات انسانی هست ، همه جا ، یک جایی کمتر و یک جایی بیشتر ،‌مختص این کشور و مردمش و مختص این زمان خاص نیست ... } یاللعجّب!!! ایشان نفرموده اند در کدام کشورها تشریف داشته اند و اینچنین کسب تجربه فرموده اند و چنین توحش نابخردانه را مشاهده فرموده اند و قاطعانه نظر داده اند؟ آیا میتوانند نام این کشورها و اجتماعات را برملا کنند؟ دیدگاهی سخت متعجّبانه و شگرف!!! و اما سخنان جناب آقای جواد پُرواضح است که از باورشان سرچشمه گرفته ولی نفرموده اند که آیا معتقدند انسان انسان است یا خیر نوع مردانه اش انسانتر است یا نوع زنانه اش؟ و آیا انسانترها ارجحیت دارند بر انسانهای سطح دوم؟ البته بررسی چنین عوامل و توحش اکثر مردها و افکار مریض و مالیخولیائی آنان بی علت نیست، بلکه بستگی به تربیت و پرورش خانوادگی دارد و در اینجا بدلایل حاکم و حاکمیت و نوع آن نمیتوان آزادانه بحث کرد! متأسفانه این یک حقیقت محض است. از دید من و باور لایزال من ، انسان انسان است و نمادش باید انسانیت باشد. هرگونه تجاوز به انسانیت بارزترین نشان توحش است و بهانه های زن بودن و یا مرد بودن از سخافت این توحش نمیکاهد.

نبات

با گفته سحر موافقم [خنده] واقعن این یک درد بزرگ جامعه ماست من بارها در این مورد مطلب نوشتم توی ایستگاه اتوبوس زیرتابلوی ایستگاه ایستادی و جلوی پات ترمز میکنن و متاسفانه هیچکس به اون آدم حتی در اون حالت بسیار مشخص بد نگاه نمیکنه همه برمیگردن به خانمه نگاه میکنن انگار اون کاری کرده که اون بی شرف ایستاده... همیشه تو این مملکت زنها مقصرن یعنی شکایت هم بکنید چند بار میشه شکایت کرد و بعد حتی اطرافیان خود آدم میگن حتمن پوششت مناسب نبوده یا آرایش داشتی خوب مزاحمت شدن مشکلات ما به شدت ریشه ای و فرهنگیه