داستان کوتاه

منو با بارون فریب داد !

رئیس دادگاه با تعجب به نگاه اشک آلود زن جوان گفت : آخه دخترم ! طلاق و جدایی چه ربطی به بارون داره ؟ به رحمت خدا ؟

زن جوان اشک چشماشو پاک کرد و گفت : یکی دو سال زیر گوشم می گفت وقتی تو سرزمین شما باران میباره من می فهمم چون قلبمان خیلی خیلی نزدیک به هم هست . و راست هم می گفت ! چون هروقت باران یا برف یا حتی خورشید هم در می آمد اون از راه دور

می فهمید . بعداز زندگی مشترک بود که فهمیدم کارمند قسمت هواشناسی در

شهرداری منطقه شان هست !

/ 4 نظر / 23 بازدید
جویای کار

با عرض سلام و ادب بنده دارای لیسانس حقوق هستم و به مدت دو سال نیز در دفتر حمایت حقوقی و قضایی حمایت از ایثارگران وکالت نموده و چند سال سابقه فعالیت در شورای حل اختلاف دارم. ظاهرا محل فعالیت شما در مشهد می باشد بدین گونه در صورت تمایل تقاضای همکاری با شما را دارم. (یا با همکاران شما در صورت نیاز) در صورت امکان ... به ایمیل بنده یا با کامنت در وبلاگم بنده را مطلع فرمایید . با تشکر www.mghodrati.parsiblog.com

جویای کار

با عرض سلام و ادب بنده دارای لیسانس حقوق هستم و به مدت دو سال نیز در دفتر حمایت حقوقی و قضایی حمایت از ایثارگران وکالت نموده و چند سال سابقه فعالیت در شورای حل اختلاف دارم. ظاهرا محل فعالیت شما در مشهد می باشد بدین گونه در صورت تمایل تقاضای همکاری با شما را دارم. (یا با همکاران شما در صورت نیاز) در صورت امکان ... به ایمیل بنده یا با کامنت در وبلاگم بنده را مطلع فرمایید . با تشکر www.mghodrati.parsiblog.com

ماه بانو

چه ملغمه ای